تبریز

تبریز قلب تپنده ی میهنم ایران

محله های قدیمی تبریز
ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳۱  کلمات کلیدی: تبریز قدیم ، محله های تبریز

محله های قدیمی تبریز

قره آغاج

 نقشه ی قدیمی تبریز

(کویی است به مغرب شهر، سکان اهل حرمت و صناعت(اند).....)

علت شهره شدن به این نام، بودن درختان کهن نارون در آن به قراغاج معروف شده جزو محلات شرقی تبریز محسوب می شود که از شمال به ویجویه و قسمتی از حکم آباد و از جنوب به کوچه باغ و از مغرب به آخونی و از مشرق به گجیل محدود است.

کوچه معروف آن ”طاق لار“ می باشد که سابقا” طاقدار و سرپوشیده بوده و در بزرگی که دروازه قره آغاج شمرده می شد در مدخل آن قرار داشت که چند دهه پیش دخمه ای در سال قحطی 1288 هجری پیدا شد و استخوان هایی از مردگان در آن به دست آمد و عوام بغلط تصور کردند که قبر شمس تبریزی در آنجاست.1

نادر میرزا درباره این محل می نویسد:

”قرا آغاج کویی است به مغرب شهر سکان آن اهل معرفت و صناعت و بساتین آن نیز اندک است. کدخدای این کوی آقای صادق مردی است کاردان و بوراثت از حال این شغل به وی رسیده و در خوی آن مرد تندی و جلادت باشد. بیشتر سخن از حرب و آلات آن کند.

 

مارالان

 

(به جنوب شهر و مایل به مشرق است ....و جزء خیابان شمرده اند)

در این محله بسیاری از مردم در قدیم الایام به قالی بافی مشغول بودند و بدین جهت کارگاههای قالی بافی فراوانی در آن مستقر بوده است.

” این محله در جنوب شرقی تبریز قرار دارد و از شمال به محله خیابان،از جنوب به کوه های یانق و از مغرب محله نوبر و از مشرق به باغ های محله حیابان و تپه های ”چاچاداق“ محدود است. یکی از کوی های معروف آن بنام غیاث که به تنهایی محله کوچکی است در انتهای خیابان منتظری در مرکز محله مارالان بنام چارچی قرار دارد. کوی های دیگر آن از این قرارند: چوپور، ارمنی دونن، خان حاج خیرالله.

قنات های معروف آن قورچی باشی، تاجرباشی، نایب السلطنه می باشد“2

درباره وجه تسمیه این محل چنین روایت است.

به خاطر این که این محل در کنار جنگل های3 جنوبی شهر، واقع شده بود. لذا بعضی وقت ها به تعداد زیادی آهو (مارال) به این کوی می آمدند که به این سبب این محل را مارالان نامیدند !

نادر میرزا نام این محله را، مرالان خوانده و آن را جزء محله خیابان شمرده و درباره آن چنین می نویسد :

کویی است به جنوب شهر و مایل به مشرق است. هوایی نیک و آبی فراوان و ساتین خوب دارد و جزء خیابان شمرده اند.

کوی های معروف این محل عبارت است از :

چوپور، ارمنی دونن، خان حاج خیرالله، غیاث، چارچی و ”ننه مریم“ که ظاهرا” از ابنیه اوایل دوره قاجار است.

 

باغمیشه

 

کویی بزرگ نزه است، آن در مشرق به ساحل رود در تنگنایی مطول است و در آب و هوای ممتاز است یکسره با اشجار میوه دار و دیگر درخت های مستور و در همان کوی، روستایی است مشهور به بیلانکوه که اکنون به دیوان آذر آبادگان، بلهجان، و بهنامه های قدیم ویلانکوه می نویسند. نام این کوی بزرگ باستانی نبوده و به قرن نزدیک نهاده اند. تواند بود که نام قدیم آن درب ری باشد

وسعت باغ میشه را می توان به راحتی حدس زد که باغمیشه قاپوسی (درب باغمیشه) در مقابل باشگاه گیو در کوچه حرمخانه جنب ”مغازه های عمر“واقع است و تا شهرک جدیدالاحداث باغمیشه را کوی باغمیشه می گفتند. البته تمام قسمت های این کوی را به جز چند خانوار تماما” باغات تشکیل می دادند و هم اکنون تعدادی از این باغات موجود است. پل سنگی نیز جزیی از این کوی بزرگ بوده به طوری که نادر میرزا می نویسد:

(پل سنگی کوی است کوچک پر از اشجار و بساتین و سرای های عالی به حساب باغمیشه است). ششگلان را نیز جزیی از کوی باغمیشه محسوب می کردند.

(کویی است کوچک، بیشتر مردم آنجا اعیان و بزرگان بود و از برزن های باغمیشه است). مرکز اصلی این محله بازارچه کلانتر و یا بازارچه بیلانکوه (ویلانکوه)است مسجد بزرگ محله نیز بنام مسجد کلانتر خوانده می شود. در قدیم آب رو بیشتر قنات ها از این محله بود.

این محله در گذشته بزرگتر از امروز بوده چنان که مجتمع ”ربع رشیدیه“ در بیلانکوه(یکی از محلات باغمیشه) واقع بوده ولی اکنون هیچ اثری از این بنای تاریخی به جا نمانده است.

نادر میرزا در سال 1297 ه.ق ویلان کوه (بیلانکوه) را روستایی از باغمیشه معرفی کرده و کلانتر آن محل (باغمیشه) را حاجی میرزا مهدی معروف به ”حاجی کلانتر“که مردی وارسته و نیک محضر است و عمه او زن نایب السلطنه عباس میرزا بود ثبت کرده است.

ایشان از محلات سه گانه باغمیشه یکی ”قله“ که در کتب قدیم نام آن ”قله اخی سعدالدین“ و باغ زاویه شاعر معروف کمال خجندی در محله بیلانکوه را ذکر کرده و سیابان را نیز جزو کوی باغمیشه ذکر کرده است.

 

دوه چی (شتربان)

 

(بزرگترین کوی های تبریز است. . . و جمعیت این کوی بسیار و با ثروت است)

 در مورد نام این کوی شاید به همین سبب باشد که اکثر مردم تجار و بازرگان بوده و هر کدام در زمان های قدیم برای حمل اجناس از شتر (دوه) استفاده می کگردند و تا اواخر دهه چهارم این قرن افرادی بودند که به تعداد زیاد شتر داشتند.

”کاروانسرای مشهدی محمد – کاروانسرای حاج میرزا محمد امین – کاروانسرای میرزا رضا صابون پز – کاروانسرای مشهدی جعفر – آب انبار مشیرالتجار – کاروانسرای حاج حسین – کاروانسرای حاج خلیل – میدان کاه فروشان (سامان میدانی) – کاروانسرای حاج محمد جعفر – کاروانسرای ملا محمد دایی – کاروانسرای کربلایی الله وردی – کاروانسرای میرزا ابراهیم – مسجد دباغ خانه – یخچال – یخچال خرابه – حمام وزیر – مدرسه میرزا مهدی – قبرستان شتربان – بازارچه دوچی – کاروانسرای آقا آج چی – کاروانسرای حسن – پل ملاد محمد دایی – میدان صاحب الامر – خانه حاج مطلب خان – خانه حاج سید یزدانی – خانه حاج کریم – خانه حاج علی اکبر – خانه میرابوالفضل – خانه قدیم حجت الاسلام – خانه میرزا اسحاق خان در سال 1297 ه.ق در محله شتربان موجود بوده است .

نادر میرزا قنات های این کوی را در سال 1297 چنین نوشته :

قنات امیر نظام : این کهریز بساتین نزدیک به قنطره آجی (پل آجی) را آبیاری نماید. این قنات را امیر بزرگ محمدخان زنگنه امر به حفر نموده .

قنات امام جمعه : این کهریز بزرگ که رودی است روان از مشرق می آید، این قنات را حاجی میرزا لطفعلی امام جمعه حفر نموده است .

دره گرو (هم اکنون به محله گرو تبدیل گردیده) و میدان صاحب الامر (این میدان سابقا” باغ صاحب آباد نام داشته) و امام زاده سید ابراهیم (نسبت او درست معلوم نیست) و سنگ معروف،”بسم الله الرحمن الرحیم“ اثر هنرمند بزرگ ایرانی ”میرزا سنگلاخ“ بر سر قبر او در این امام زاده واقع بوده که چند ماه پیش به موزه آذربایجان انتقال یافت .

نادر میرزا در 1297 قمری کدخدای این محله بزرگ را حاجی میرزا موسی معرفی می کند که این شغل به وراثت به او رسیده، مردی آسوده و با خوی نرم است. نیای او آقا رضا بیگ کدخدا باشی لقب داشت و مردی با نام بود.

 

سنجران و راسته کوچه

 

سنجران، سنجاران، سنجلان (به فتح سین و سکون نون) با هر سه وجه خوانده و نوشته اند، اکنون نیز محله کوچکی است با خانه ها و کوچه های تنگ و باریک در سمت غربی محله راسته کوچه.

محله راسته کوچه در تبریز از محلات مستحدثه است و ظاهرا” از عصر نایب السلطنه عباس میرزا با این نام معروف شده است و قسمت بیشتری از این محله جزو سنجران بوده است. قبر ابوالحسن موسی در این محله واقع شده است که یکی از بزرگان محسوب می شود.

لازم به ذکر است سنجاران یکی از دروازه های ده گانه بارویی است که قبل از قلعه غازانی بدور این شهر کشیده شده بود. مؤلف کتاب روضة الجنان می نویسد دورباروی تبریز شش هزار گام بوده و ده دروازه دارد که بدور شهر کشیده شده است و یکی از این دروازه ها سنجران می باشد.

نادر میرزا درباره سنجران می نویسد:

”کوی قدیم است و آباد هیچ بستان بدین کوی نبود آن بسته به کوی چهار منار است. کدخدای این کوی و قراآغاج آقا صادق مردی است کاردان و به وراثت از فال این شغل به دو رسیده و در خوی آن مرد، تندی و جلادت باشد. بیشتر سخن از حرب والات آن کند (کوی قرآغاج، و چست دوزان و سنجران) را چون بنگریم بس جای بزرگ و عریض و طویل است که بیشتر از نیم فرسنگ درازای او باشد “.

سنجران در گذشته محله بزرگی در مرکز شهر بوده ولی امروز جز چند کوچه ای از آن نمانده است میدان کلکته چی مرکز محله است که در نزدیک قلعه قدیم که برگرد سنجران کشیده شده بود قرار دارد.

بعید نیست که قسمتی از خاک محله راسته کوچه که جدیدالاحداث است سنجران در شمار کوچه های آن محله است، و بعضی از محله چهار منار و غیره جزء سنجران بوده است. محله راسته کوچه در مرکز شهر واقع شده، از شمال به مهران رود و از جنوب به مهادمهین(میارمیار) و از مشرق به کوی حرمخانه و از مغرب به محله سنجران محدود است . مرکز محله را ”میدان دیک باشی“ و از محلات معروف این کوی ”چوخورلار“ می باشد.

چون این محله در کنار بازار قرار گرفته، بیشتر ساکنان آن از بازرگانان و توانگرانند. راسته کوچه از مستحدئات نایب السلطنه عباس میرزاست و سبب احداث آن حمل و نقل توپ های عراده دار از آن راه به ماوراء ارس برای جنگ با روسیه بوده است.

”یکی از یرزن های این محله ”گنج“ نام دارد. و آن را در رسایل و نامه ها چنین نویسند ولی در کتب قدیم از جمله روضات الجنان کربلایی، انگشت و سرانگشت آمده است، معنی انگش به زبان تبریزیان، گودال و چاله کم عمق باشد که مصب آب برای تقسیم و گرداندن آب از ممری به ممر دیگر حفر می کند.2

مسجد اصلی محله در میدان دیک باشی و معروف به مسجد آیت الله انگجی است.

 

نوبر

 

(کویی است بس بزرگ و به جنوب شهر افتاده مردمی بسیار و بیشتر با ثروت و اهل تجارت می باشند).”پل قاری (قاری کورپوسی) – دروازه باغمیشه – کاروانسرای مهدیخان فراشباشی – کاروانسرای حاج حسین خانه حاج سید باقر – خانه میرزا نصرالله کشلر نویس – پل شش گلان – کاروانسرای میرزا نصرالله – بازار مسگران(صاحب دیوان درست کرده) – بازارچه ساعد الملک – کاروانسرای حاج شیخ جعفر – چاپارخانه – کاروانسرای حاج محمد قرباغی – کاروانسرای حاج میرزا جعفر – کاروانسرای خلیل بیک – بازارچه خیابان – کاروانسرای میرزا اسماعیل دروازه خیابان – خانه محمد آقا سرتیب – بازارچه فراشباشی – مشهور به ”وبر نقارخانه“ – خانه میرزا عظیم مستوفی – خانه حاج میرزا یوسف آقا – خانه میرزا حسن قافی – حمام قاضی – مقبره و مسجد میرزا مهدی قاضی – تیمچه امیر – بازار امیر بازار پنبه فروش ها – بازار قایم مقام – تیمچه شهیر مشهور به عبا فروش ها – میدان چوب فروش ها – کاروانسرای مراغه ها – کاروانسرای مرتضی قلی – کاروانسرای میرزا تقی آجودان باشی – کاروانسرای حاج سید حسین – خانه میرزا رفیع مستوفی – پل میرزا ارضی – خانه نظام العلما – خانه میرزا صادقخان رئیس – خانه میرزا ارضی وزیر و طایف – خانه حاج میرزا شفیع آقا مجتهد – خانه میرزا جلیل جاپار باشی – مسجد میرزا ابراهیم – میدان هفت کچل در سال 1297 ه.ق در محله نوبر موجود بوده است .1

این کوی در جنوب شهر واقع شده که از شمال به محلات راسته کوچه و مهادمهین (میارمیار) و از جنوب به کوه های یانق، و از مشرق به محله مارالان ، و از مغرب به چرنداب و مهادمهین محدود است.2

باغ شمال، کوی مقصودیه (منزل استاد شهریار در این محله واقع شده است) و سربازخانه از اراضی این محله به شمار می رود.

مرکز محله میدان مقصودیه است. این محله بیست و شش مسجد دارد که معروف ترین آن قانی مسجد (مسجد خونی) و مسجد میدان است .

در گذشته برزن های محله نوبر هر یک دروازه ای داشت که در مواقع ناامنی و آشوب آن را می بستند. این محله دارای کوی های به شرح زیر است:

مقصودیه ، حاج اسماعیل، سیدلر ،....هر یک را کوچه های فراوان و پیچاپیچ است در این محله قنات های فتح الله اف، ملا باشی، اکبرآباد، قورچی باشی و توپچی باشی موجود بوده .

نادر میرزا درباره این کوی چنین می نویسد :

”کویی بس بزرگ است به جنوب شهر افتاده، مردمی بسیار و بیشتر با ثروت و اهل تجارت اند، و به همه عمارات عالیه و بناهای با شکوه نهاده اند و صحن این ابنیه پر از اشعار مثمره و صنوبرهاست. فواکه آن کوی ممتاز باشد از آثار قدیمه در این کوی چیزی نباشد.....

کدخدای این محله میرزا لطفعلی خان جوانی است باهوش، این کدخدای از پدر بدو رسیده و به لقب پدر کدخدا باشی، گویند و از دودمان بزرگ و وکیل دیولنخانه عم اوست. در این محله هنوز مسجدی بنام کدخداباشی وجود دارد.3

قنات های توپچی، ملا شاهزاده، اکبرآباد در این محله واقع بوده.

کربلایی حسین حافظ تبریزی در روضات الجنان از پلی بنام پل نوبر، نام برده و در شرح مزار سید رکن الدین جرجانی می نویسد :

مرقد امیر سد رکن الدین جرجانی در سر پل نوبر گنبد عالی است و در جنب آن خانقاهی است منسوب به جلال طره که وزیری بوده....

همچنین می نویسد :

عمارت مقصودیه که از آثار مقصودبیگ بن حسن پادشاه آق قویونلو بوده، و نام محله مقصودیه نیز مأخوذ از آن است در این محله واقع بوده.

 

چهار منار

 

(کویی است کوچک در نفس شهر و قرب بازار، اهل بزرگان و علما و تجار با نام است، اواسط الناس در آن کمتر باشد.)

"پل بارماقلیق – دربند میرزا علی اکبر قنسول – دربند میرزا اکبر کدخدا – خانه علی آقا تحویل دار – خانه میرزا محمد – دربند حاج میرزا عبدالحسین خوشنویس – خانه اسماعیل خویی – پل حاج محمد امین – مدرسه حاج صفر علی – کاروانسرای حاج میر محمد حسین ناظم التجار – بازار مسگران – حمام حاج نصر – مدرسه صادقیه – یخچال صادقیه – کاروانسرای شاهزاده – کاروانسرای میرزا شفیع – تیمچه شاهزاده – کاروانسرای میرزا جلیل – کاروانسرای در عباسی – کاروانسرای کچه چی – حمام خان – تیمچه ملک التجار – دلاله زن بازار – کلاه دوز بازار – کاروانسرای خان – کاروانسرای ایکی قاپولی – کاروانسرای حاج سید حسین – کاروانسرای خرازی ها – کاروانسرای حاج سید حسین مسجد داروغه شین – تیمچه حاج صفر علی – تیمچه حاج تقی گنجه لی – تیمچه حاج شیخ (سه تیمچه حاج شیخ)- کاروانسرای تخمه فروشان – سراچه بازار – کاروانسرای حاج میرزا علی اصغر شیخ الاسلامی – کاروانسرای آقا میراسماعیل – کاروانسرای حاج سید حسن، در سال 1297 ه.ق در این محله واقع بوده است حدود کنونی این محله درست مشخص نیست و آن محله کوچکی در نزدیک بازار و مجاورت محله سنجران بوده و مردم آن بیشتر از بازرگانان بوده اند.4

وجه تسمیه این محله به چهار منار، ظاهرا" بایستی به سبب وجود مسجد چهار مناری در آن کوی باشد. اعتمادالسلطنه می نویسد: "دو امام زاده در محله چهار منار واقع است گویا اسم یکی از آن دو سید اسمعیل باشد.

 

گرو – دوه چی

 

تاریخ تشکیل گرو یا "دره گرو" دقیقا" مشخص نیست ولی در روضات الجنان چنین آمده است که دره گرو واقع در محله دوچی (شتربان) متصل به آبادانی و حمامی است معروف به حمام گرو که آب دره معروف به آنجا می آمد و پایین تر از حمام مزبور به طرف جنوب مسجدایست که آن را مسجد حاج کاظم گویند و چنان معروفست که آن مسجد همان مسجد خلیلان است، گویند در آنجا دو قبر بوده، یکی مقبره بابا مزید دیگری مسجد خلیلان، بعد هر دو فبه را یکی کرده و مسجدی ساخته اند که فعلا" به مسجد حاج کاظم معروفست.

در این محله عرصه های وسیعه است از جنوب به شمال قطعه قطعه افتاده و در پاره جاها عمارت میانه که قطعه کرده. همچنین در آن محل عرصه های خالی است که گویند قبرستان می باشد. تاریخ تشکیل و تاسیس مسجد حاج کاظم به روزگاری برمی گردد که مرحوم ثقةالاسلام نیز در باب آن بحث کرده می نویسد: این مسجد را اثر مرحوم اسکندر میرزا می داند و می گوید که کاظم از چاکران اسکندر میرزا بود به حج رفت و حاجی شد چون عمارت آن مسجد به نظارت وی اتمام یافت به نامش معروف شد. مرحوم ثقةالاسلام، درباره مسجد به آن اشاره می کند و یکی شدن عرصه مسجد و مقبره و گنبد و شهرت آن مسجد بنام حاجی کاظم نیز از زمان اسکندر میرزا است.

در سال 1343 در محل قرستان دو مدرسه ساخته اند که بنام شیخ سلیم و سردار ملی می باشد و هنوز موجود است.

 

کوچه باغ

 

محلتی بزرگ و طولانی است، به مغرب جنوبی شهر افتاده، نزدیک به فرسنگی (یک فرسنگ درازای این کوی است) این محله از شمال به قره آغاج، از جنوب به شمال کوی شهریار، از مشرق به گجیل و از مغرب به آخونی ختم می شود. یک کوچه پهن در وسط محله وجود دارد که سرتاسر از شرق به غرب آن کشیده شده و کوچه های فرعی بسیاری از آن منشعب هستند. در جریان انقلاب مشروطیت اهالی این محل از طرفداران مشروطیت بودند. میان اصلی آن مقابل مسجد میر محمد واقع بوده . نادر میرزا آن را همه آباد دیده است. همچنین آن را دارای قنواتی می داند مانند "قنات علی اکبر" و قنات کرشخونی .

طبق اظهارات ریش سفیدان محل نام کوچه باغ بی ربط با وجود باات مختلف در این کوی نیست لذا به راحتی می توان گفت که در ایام نه چندان دور اطراف این کوی تماما" مملو از باغ و بستان بود. این محل در سابق ظاهرا" جزء محله نوبر به شمار می رفت.

نادر میرزا درباره این محل چنین می نویسد :

محلتی است بزرگ و طولانی به مغرب جنوبی شهر نزدیک به فرسنگی درازای این کوی است برزن ها دارد همه آباد. این کوی سراسر بساتین زر و دیگر فواکه است کدخدای این کوی و کوی درب سرد ( درب گجیل) حاج میرزا نصیرخان است.

 

ویجویه (ورجی)

 

(کویی است بزرگ به مغرب شهر است ....سکان (ساکنین) این شهر بیشتر اهل معرفت و معامله اند ). میدان ویجویه – خانه حاج محمد حسین – کاروانسرای حاج محمد حسین اصفهانی – بازارچه دروازه ویجوبیه در سال 1297 ه.ق در این محله بوده است .

یکی از کوچه های محله ویجویه بنام کوچه علی سیاه پوش معروفست در این کوچه زاویه و در جنب غربی آن قبرستان کوچکی است. قبرستان را بلدیه فروخته اکنون در عرصه آن خانه و منزل سخته اند نادر میرزا نیز در تاریخ تبریز از این محله نام برده و در آن جا شیخ را سید و زاویه را مسجد نوشته است .

این کوی در شمال غربی شهر، از شمال به جوستدوزان، از مغرب به حکم آباد و از مشرق به راسته کوچه و دیکباشی و انگج (چوخورلار) و از جنوب به قراآغاج محدود است.

نادر میرزا در سال 1297 ه.ق کدخدای این محله را میرزا عبدالله خان معرفی کرده است و قنات های این کوی را "سنجاق " ،"شعربافان"،" قنات سردار" نام برده مرکز این محل سابقا" میدان ویجویه بوده.

 

چرنداب

 

(از کوی های دیرین تبریز است و نام آن در نامه ها برده اند به ویژه قبرستان آنجا را که شمس الدین صاحب دیوان بدانجا آسوده است...)

از شمال به مهادمهین (میارمیار) و از جنوب به تپه های یانق (یانوق)، از مشرق به نوبر و از مغرب به محله لیلاباد محدود است.

معروفترین کوی های این محله عبارتند از :

درویشلر، طوماس، سیدلر کردان که آنان را گوران می نامند و کوی تاجر باشی و عین الدوله در این محله واقع شده.

قنات های معروف این محله عبارت بودند :

قنات حسین، میرزمان، سراج، سلطان و طوماس از قنات های این محله می باشد.

نادر میرزا درباره این محله می نویسد :

چرنداب از کوی های دیرین تبریز است و از نام آن در کتاب ها برده اند به ویژه قبرستان آنجا را که شمس الدین صاحبدیوان بدانجای آسوده است. این کوی را کدخدا حبیب الله خان است .

در جای دیگر می نویسد :

"گورستان چرنداب مشهورترین مزار است در جنوب غربی شهر و مدن بسیاری از بزرگان است" از جمله آن بزرگان، قطب الدین محمود بن مسعود شیرازی، و شمس الدین مظفر، و ناصرالدین عبدالله مشهور به قاضی بیضاوی و خواجه سلمان ساوجی و خواجه عبدالله صیدفی و خواجه شمس الدین جوینی را بر می شمارد.

در تاریخ اولادالاطهار آمده است که چرنداب از محلات اصلی تبریز نیست بلکه از توابع محله نوبر و مهادمهین (میارمیار ) بوده و دو چرنداب وجود داشته، یکی چرنداب نوبر و دیگری چرنداب مهادمهین .

 

<

چست دوزان

(این کوی به مغرب تبریز است پر باغ و بستان . جایی مصفا است. خاندان ستار شهر مشهور تبریز آقا محمد جعفر بدین کوی است که همه در یک برزن سرای ها دارند ....)25

از شمال به محله امیرخیز، از مشرق به سنجران، از مغرب به مهرانرود و امیر زین الدین و از جنوب به ویجویه محدود است در کتاب تاریخ اولاد الاطهار نام این محله به صورت تلفظ ترکی آن "چوست دوزلو" درج شده است.26دلیل نام گذاری این محل این بوده که بعضی از پیشه وران محله بدوختن نوعی کفش ساده بنام "چوست" می پرداختند از این رو مردم این محله را به ترکی "چوس دوزلار" خوانده اند که پارسی "چوستدوزان" می شود.اکثر قریب به اتفاق نفوس این محله بیشتر از دهات و روستاهای ارسباران و دیگر نقاط آذربایجان در آنجا مکان کرده اند.27 در فرهنگ  های فارسی " چست نوعی از پای افزار باشد که روی آن ریسمان بندند".28

 

ششگلان

از محلات قدیمی تبریز است، که حدود آن از پل قاری شروع شده و تا اول خیابان عباسی ادامه دارد. از شمال به محله سرخاب، از جنوب به مهرانرود (چای قراقی) و از مشرق به پل سنگی و از غرب به حرمخانه و سرخاب محدود است. این کوی یکی از محلات اشراف نشین شهر بوده و دارای شش مسجد است که معروف ترین آن مسجد امیر وزرا می باشد.

خانه های این محله قدیمی و نسبت به مشابه خود در کوی های دیگر از عمارات و بناهای زیبایی برخوردار است.

دارالمعلمین، دولتخانه کهنه، تکیه درویش لاغری در آنجا واقع بود که اکثرا" از بین رفته است.

اعتمادالسلطنه می نویسد:

از عمارات غیر سلطانی در تبریز یکی عمارت عزیزخان سردار کل است که در محله ششگلان واقع و در زیبایی از روی حقیقت اولین عمارت این شهر است.29

نادر میرزا می نویسد:

"کویی است کوچک بیشتر مردم آنجا اعیان و بزرگان باشند. و از بزن های باغمیشه است شش گلان را به دفتر "درب ری" نویسند"30

 

امیر زین الدین

این محله را بومیان عمو زین الدین و در وقفنامه مظفریه از عهد جهانشاه قراقویونلو "امیر زین العارفین" آمده است.

نادر میرزا نام این کوی را میرزا امیر زین الدین آورده و می نویسد، که قنات "علی خاتون" چشمه ای کهنه و کوچک است از جانب مشرق در این کوی جاری است.31

قنات "ایلانلی" در این محله واقع بوده که اکنون از بین رفته است. قنات دیگری نیز به نام "میرقاسم" که مربوط به جمشید آباد است این محله را آبیاری می کرد. مسجد معروف "معجز" در این محله واقع شده که از میان کوچه پهنی می گذرد و اهالی در وقت های بیکاری غالبا" در آنجا جمع می شدند.

 

قره ملک

این کوی در مغرب شهر واقع است و در گذشته جزو دهات تبریز به شمار می رفت ولی با توسعه شهر بخصوص با ایجاد کارخانه های متعدد در این منطقه به شهر تبریز متصل شد شغل مردم این محله بیشتر کشاورزی است که در سال های نه چندان دور محصول خربزه آن در لطافت و شیرینی معروف بوده.

این کوی از شمال به تلخه رود از جنوب به رواسان و راه آهن و از مغرب به کجوار (کجاباد) و از مشرق به محلات شام ازان و حکم آباد و جمشید آباد محدود است.

امیرزین الدین :
از محلات شمالی تبریز است که از شمال به مهرانرود، از جنوب به حکم آباد، از مشرق به محله چوستدوزان، و از مغرب به محله جمشید آباد(= گامیشاوان در محاوره محلی). این محله در وقفنامه مظفریه از عهد جهانشاه قراقوینلو به صورت "امیرزین العارفین " ثبت شده و مردم تبریز امروز آن را به صورت "عموزین الدین " می نامند . مسجد معروف "موجوز" (= معجز ) در این محل قرار دارد .  

انگج :

یا انگش، که در محاوره عامه مردم تبریز به گودال و چاله کم عمق اطلاق می شود که در مصب آب برای تفسیم و گرداندن آب از ممری به ممر دیگر حفر کنند . (نقل به معنی از توضیحات شادروان میرزاجعفر سلطان القرائی بر روضات الجنان،ج 1،ص529) و نیز انگج محله معروفی است در شمال شرق گجیل تبریز.

بارنج :

سابقا دهی بود جزء دهستان مهرانرود شهرستان بستان آباد به فاصله یک کیلومتری جاده شوسه تبریز – اهر، ولی از اوایل سال 1340 ه.ش. به خاطر دارا بودن هوای لطیف و ییلاقی، تمام مزارع و خانه های روستایی بتدریج در اختیار شرکتهای خانه سازی قرار گرفت و امروز اکثر نقاط آن تشکیل دهنده شهرک "ولیعصر" تبریز است .

باغ شمال :

 باغ شمال را که در جنوب شرقی تبریز واقع شده – و امروز تنها ورزشگاه این شهر می باشد – از مآثر و آثار سلطان یعقوب آق قویونلو (متوفی 896 ه.ق) شمرده اند . در دوره خاندان صفوی و قاجاریه بعضی از ضیافتهای بزرگ و جشنهای عروسی شاهزادگان در همین باغ ترتیب می یافته است . عباس میرزا در عرصه این باغ بناهای متعدد ساخت و در آبادی و عمارت آن تأثیر بزرگ بخشیده به خود اختصاص داد ، چنانکه این باغ را " باغ شاهزاده" نیز می گفتند و مرحوم محمودمیرزا پسر بهمن میرزا این باغ را از مستحدثات السلطنه می دانند و جزء متروکات وی می شمارند . ( تعلیقات مرحوم سلطان القرایی، بر روضات الجنان ، ج 1، ص 602) و فرهاد میرزا می نویسد: |طول باغ شمال تبریز یک هزار و پنجاه ذرع تبریز ، عرض آن پانصد و بیست و چهار ذرع تبریز است". (زنبیل، چاپ سنگی، ص222) باغ شمال در سال 1308 ه.ش. توسط شهرداری وقت تقطیع به معرض بیع و شرا درآمد و بدین طریق قسمتی از اراضی آن به تصرف بعضی از اهالی شهر درآمد و در زمین آن خانه و عمارت مسکونی بنا نهادند، و قسمتی از آن نیز به عنوان "ورزشگاه تختی" اختصاص به ورزش دارد . به هر صورت اکنون جز نام، از باغ و آثار و ابنیه آن چیزی نمانده است .

باغمیشه:

از محلات شرقی تبریز است که از شمال به کوههای سرخاب(عینالی)،از جنوب به قوری چای، از مشرق به قریه و باغات بارنج – که امروز به صورت کوی ولیعصر تبریز درآمده – و از مغرب به محلات پل سنگی و سیلاب محدود است. در گذشته این محله بزرگتر از امروز بوده و مشتمل بر قسمتی از محلات ششگلان و پل سنگی و سیلاب می شده است، چنانکه دروازه و حصار باغمیشه – که امروز در انتهای بازارچه حرمخانه باقی است و معروف به "باغمیشه قاپوسی" (دروازه باغمیشه)می باشد – دلیلی است بر این مدعا (تاریخ تبریز مشکور،ص114).از محلات سه گانه باغمیشه یکی قله نام دارد که در منابع مکتوب قدیم آن را "قله اخی سعدالدین" ثبت کرده اند . اخی سعدالدین از اکابر عرفا و اولیاء تبریز بوده و قبرش بر همان قله بوده است ( روضات الجنان، حواشی ص 609). امروز به منظور توسعه مراکز مسکونی کارمندان، قسمت اعظم این محله در اختیار آپارتمان سازی قرار گرفته و به صورت شهرکی درآمده و دیگر آن حالت طراوت و سرسبزی را ندارد .

 

بیلانکوه :

نام کوهی است قریب به شهر تبریز که محله باغ بیشه[= باغمیشه] که در معنی باغ و بیشه بوده در آن جا واقع است . گویند که از کثرت توقف اولیاء و فقرا، [به] ولیان کوه معروف شده (فرهنگ آنندراج). مرحوم میرزا جعفر سلطان القرائی در حاشیه مربوط به "ولیانکوی" در روضات الجنان(ج 2، ص 497) می نویسد: " به فتح اول و کسر ثانی و سکون نون، بنا به وصف مؤلف، بلیانکوی، بلیانکوه و ولیانکوه نیز نوشته اند . عامه "بیلانکی" به فتح باء و سکون یاء و نون خوانند" و مرحوم عبدالعلی کارنگ مترجم تاریخ تبریز مینورسکی(ص21) در حاشیه همین مطلب می نویسد : "اکنون بیلانکوه گویند؛ ولیانکوه در امتداد جنوب غربی کوه عینلی یا کوه سرخاب قرار گرفته و میان تپه های کوچک ولیانکوه و عینلی چند دره کوچک وجود دارد".

پل سنگین :

یا پل سنگی محله کوچکی بوده در شمال شرقی تبریز، که از شمال به محله سیلاب، از جنوب به محله خیابان، از مشرق به باغمیشه، از مغرب به محله ششگلان محدود بوده است . وجه تسمیه این محله به این نام، پل سنگی بزرگی بوده که بر مهرانرود ساخته بودند و هنوز هم این پل محل تردد مردم و وسایط نقلیه است . در گذشته مردم این محله با مردم محله دمشقیه پیوسته در جدال بودند و طرفین در دو طرف رودخانه ایستاده با فلاخن به یکدیگر سنگ اندازی می کردند (طرح جامع تبریز به نقل از تاریخ تبریز مشکور،ص 116). امروز اکثر منازل این محله به دلیل خیابان کشی از بین رفته و خیابان " علامه طباطبایی" این محله را از طرف غرب به خیابان شهید بهشتی(منصور سابق) و از طرف شرق به چهارراه آبرسانی متصل می کند . هنوز هم مسجد پل سنگی در قسمت شمالی پل دایر است . 

چرنداب :

از محلات قدیم تبریز است و در جنوب شهر قرار دارد . از شمال به محله مهادمهین ، از جنوب به تپه های یانق، از مشرق به محله نوبر، و از مغرب به محله لیلاباد (= لیلاوا) محدود است . این محله دارای چندین کوی بوده که مهمترین آنها عبارتند از:درویشلر،عین الدوله، طوماس، تاجرباشی، سییدلرکردان ( = کوی کردان – که آن را "گورانلار" نامند) که از دیگر کوی ها بزرگتر است و مردم آن "علی اللهی" مذهب اند و سبیلهای پر مو و فروهشته دارند (تاریخ تبریز مشکور، ص 117).از مهمترین مساجد محله مسجد امامزاده است که جلوخان این مسجد، مرکز محله به حساب می آمد . سید محمدرضا طباطبایی می نویسد که چرنداب از محلات اصلی تبریز نیست، بلکه از توابع محله نوبر و مهادمهین بوده، و دو چرنداب وجود داشته: چرنداب نوبر، چرنداب مهادمهین (تاریخ اولادالاطهار،ص 133). امروز خیابان طالقانی(=شاه سابق) قسمت اعظم این محله را در برگرفته است .

چوستدوزان :

از محلات شمال تبریز است واقع در جنوب محله امیرخیز که از جنوب به میجویه ، از مشرق به سنجران، و از مغرب به مهرانرود و عموزین الدین محدود است . وجه تسمیه این محله مربوط می شود به اشتغال بعضی از پیشه وران این محله به دوختن نوعی کفش ساده ای به نام "چوست" که مردم تبریز این محله را به ترکی "چوست دوزلار" می خوانند .

چهارمنار :

حدود کنونی این محله درست مشخص نیست . سابقا محله کوچکی بوده در نزدیکی بازار و مجاورت محله سنجران (تاریخ تبریز مینورسکی،ص116 به بعد) بوده و مردم آن بیشتر از بازرگانان بوده اند (تاریخ مشکور،ص119). کربلایی حسین در روضات الجنان (ج1،ص370) از مدرسه ای به نام مدرسه قاضیه، در چهار منار یاد کرده که کتیبه آن به خط محمد بندگیر بوده است .

تسمیه این محله به چهار منار ظاهرا بایستی به سبب وجود مسجد چهار مناری در آن کوی باشد . اعتمادالسلطنه می نویسد : "دو امامزاده در محله چهارمنار واقع است؛ گویا اسم یکی از آن دو سید اسمعیل باشد".(مرآت البلدان، ج 1، ص 347)

خلعت پوشان :

در جنوب غربی روستای کرگج دهستان باسمنج شهرستان تبریز، در ساحل جنوبی مهرانرود، در وسط مزرعه سرسبزی که امروز " مزرعه نمونه دانشکده کشاورزی" محسوب می شود، برج آجری منشوری شکل بلندی جا گرفته که به نام برج خلعت پوشان مشهور است . ظاهرا در اواخر دوران صفوی بنا شده است و سابقا خلعت اعطایی پادشاهان را در این برج به دوش حاکم آذربایجان می انداختند . در خصوص تشریفات خاصی که این عمل انجام می شد رجوع فرمایید به سفرنامه کارری ، ترجمه مرحوم عباس نخجوانی، ص 142.مرحوم عبدالعلی کارنگ که دوبار از این برج دیدن کرده اند وضع معماری آن را بدین گونه توصیف می کنند : "قاعده برج خلعت پوشان کثیرالاضلاع شانزده ضلعی است . اضلاع شرقی و غربی و شمالی و جنوبی قاعده، با هم برابر و از دیگر اضلاع درازترند . برج سه طبقه دارد : طبقه اول و دوم سرپوشیده و طبقه سوم بدون سقف است . جوانبی که مشرف به جهات چهارگانه اصلی اند همه باز و دارای طاق جناغی هستند، اما جوانب دوازده گانه دیگر به شکل دیوار و دارای طاقنما و تزیینی از کاشی سیاه و آبی می باشند . بین طبقه اول و دوم بیست و دو پله و بین طبقه دوم و سوم دوازده پله وجود دارد " . (آثار باستانی آذربایجان، ص 634 ) امروز از این برج که یادآور پاره ای از سنن و آداب باستانی و نمونه ای از شیوه معماری اصیل ایرانی است، برای نگهداری علوفه استفاده می شود !

 

سنجران :

یا سنجاران، و یا سنجلان،محله کوچکی است با خانه های محقر و کوچه های تنگ و باریک در سمت غربی محله "راسته کوچه" . محله راسته کوچه در تبریز از محلات مستحدثه است و ظاهرا از عصر نایب السلطنه عباس میرزا با این نام معروف شده است، قسمت اعظم این محله جزء محله سنجران بوده است، چنانکه قبر ابوالحسن موسی که امروز در خاک محله راسته کوچه نشان می دهند، مؤلف کتاب [روضات الجنان....] آن را در محله سنجاران معرفی می کند . دروازه سنجاران یکی از دروازه های ده گانه بارویی است که قبل از قلعه غازانی به دور این شهر کشیده شده بود(از تعلیقات مرحوم سلطان القرایی بر روضات الجنان، ج 1، ص 594 )

شتربان :

این محله که به لهجه ترکی آذری "دوچی" و در محاورات قدما به صورت محله ساربان و شتربان آمده است، از شمال به کوههای سرخاب (عینالی)،از مشرق به محله سرخاب، از جنوب به مهرانرود، و از مغرب به محله امیرخیز محدود است . میدان صاحب الامر، از مستحدثاث اوزون حسن آق قویونلو، از جمله میادین مهم این محله است . شتربان سابقا سی مسجد داشته که مهم ترین آنها "عربلر" بوده است . بقعه امامزاده سید ابراهیم که نسب او درست معلوم نیست، در این محله واقع شده است و سنگ معروف "بسم الله الرحمن الرحیم" اثر هنرمند بزرگ ایرانی میرزا سنگلاخ بر سر قبر او در این امامزاده قرار دارد .

ششگلان :

از محلات اشراف و اعیان نشین شهر تبریز بوده که از شمال به محله سرخاب، از جنوب به مهرانرود و محله خیابان، از مشرق به پل سنگی و سیلاب، و از مغرب به حرمخانه و سرخاب محدود است . مهمترین مسجد از مساجد ششگانه این محل مسجد امیروزراء است (طرح جامع تبریز به نقل مشکور، ص154) . در روضات الجنان درویش کربلایی(ج 1، ص470) به تبع بعضی از کتب قدیم، این محله به صورت "شش گیلان "ثبت شده است . بنا به تصریح اعتمادالسلطنه (مرآت البلدان، ج 1، ص346) عمارت مجلل و زیبای عزیزخان سردار کل در این محل بنا شده بود .

.

قرامک :

محله ایست در منتهی الیه مغرب تبریز، که در سابق جزء دهات این شهر محسوب می شد . از شمال به تلخه رود ، از جنوب به قریه رواسان(=لواسان)، از مشرق به محلات شام غازان و حکم آباد و جمشید آباد[=حجتی امروزی] و از مغرب به قریه کجاباد و دنباله تلخه رود محدود است (تاریخ تبریز مشکور،ص156) بعید نیست که قره ملک نیز از آثار غازان خان بوده و به نام وی موسوم به قریه ملک شده که اینک به طور مخفف "قره ملک" تلفظ می شود(تاریخ تبریز مینورسکی،توضیح مرحوم کارنگ،ص81) امروز تأسیسات کارخانه ماشین سازی قسمت اعظم این محله را به خود اختصاص داده و مردم تبریز را از دسترسی به خربزه شیرین و با لطافت این محله محروم کرده است .

 

قره آغاج :

این محله که به سبب بودن درختان کهن نارون در آن به "قره آغاج" معروف است، از محلات شرقی تبریز است . از شمال به ویجویه و قسمتی از حکم آباد، از جنوب به کوچه باغ ، از مغرب به آخونی و از مشرق به گجیل محدود است . مسجد "حاج میری" از مساجد قدیم در تبریز در این محله قرار دارد . از مطالعه مطالب کتاب "الشقایق النعمانیه فی علماءالدولة العثمانیه" تألیف طالش کپری زاده و کتاب " تاریخ عالم آرای امینی" چنین معلوم می شود که قره آغاج از قرون نهم و دهم هجری قمری جزء شهر نبوده و از دهات و باغات خارج از تبریز به شمار می رفته است(مستفاد از مطالب دکتر محمد جواد مشکور در تاریخ تبریز...، ص 156)، امروز محله قره آغاج به نام خیابان قدس خوانده می شود .

کوچه باغ :

از محلات کهنه تبریز است . از شمال به محله قره آغاج(=خیابان قدس فعلی)، از جنوب به خیابان راه آهن، از مشرق به گنجیل، و از مغرب به محله آخونی محدود است . میدان اصلی محله مقابل مسجد قدیمی "میرمحمدعلی" است (تاریخ تبریز مشکور،ص 157) بنابه تصریح درویش کربلایی حسین در ذکر مرقد و مزار مولانا محمد مغربی، محله کوچه باغ در سابق ظاهرا جزء محله نوبر به شمار می رفته است . (روضات الجنان....،ج 1،ص 69) احتمال دارد که این کوچه باغ ارتباطی به کوچه باغ امروزی – که خود محله ای جداگانه است با شرحی که دربالا گذشت – نداشته و کوچه ای از کوچه های محله نوبر بوده است .

 مرالان:

  یا مارالان، محله ایست در جنوب شرقی تبریز؛ که از شمال به محله خیابان، از جنوب به کوههای یانق، از مغرب به محله نوبر، و از مشرق به باغهای محله خیابان و تپه های چاچاداق سابق محدود بوده است . مرکز این محله میدانی بود به نام چارچی(= چهارسو ) که امروز هم همان مقام را داراست و اتوبان کمربندی ( = آزادی ) این چهارراه را به میادین و محلات شرق و غرب تبریز متصل می سازد . زیارتگاهی مسیحی متعلق به ارمنیان تبریز در جنوب این محله به نام "نه نه مریم" مستقر است که ظاهرا از ابنیه های اوایل دوره قاجاریه است . اعتمادالسلطنه (مرآت البلدان،ص 345) و ملاحشری (وزارات حشری،ص61)راجع به این مزار مطالبی آورده اند .

نوبر :

محله ای بوده بسیار بزرگ در جنوب تبریز، که از شمال به محلات راسته کوچه و مهارمهین، از جنوب به کوههای یانق، از مشرق به محله مارالان و از مغرب به چرنداب و مهادمهین محدود بود . باغ شمال که در سابق باغ بزرگی بوده و اکنون مجموعه ای بزرگ شامل تأسیسات ورزشی، فرهنگی، نظامی، مسکونی می باشد در این محله واقع است و نیز پادگاه لشکر 21 حمزه سیدالشدا (سربازخانه سابق ) سراسر جنوب این محله را به خود اختصاص داده است . مرکز این محله مقصودیه بود، از مستحدثات مقصود بیگ نامی از سرداران دوران صفوی، که امروز هم یکی از کوی های آباد این محله می باشد. سابق در این محله 26 مسجد موجود بوده که مهمترین آنها قانللی مچید (=مسجد خونی ) و میدان مچیدی (=مسجد میدان) بوده اند . امروز هم این دو مسجد آباد و دایر هستند . درویش حسین کربلایی در شرح مرقد مولانااکمل الدین مظفر بزازی ، از محلی به نام چهارسوی عربان در این محله یاد می کند (روضات الجنان ....،ج1،ص100) که ظاهرا مجاور محله سنگ سیاه و قریب مسجد استاد شاگرد فعلی بوده است . (تاریخ تبریز مشکور، ص 173).

 

ویجویه :

این محله که در محاورت عامه تبریزیان "ورجی " خوانده می شود، محله بزرگی است در شمال غربی تبریز که از شمال به چوستدوزان، از جنوب به قره آغاج، از مغرب به حکم آباد، و از مشرق به راسته کوچه و دیکباشی و انگج محدود است . از کوچه های معروف این محله "قره چی لر" و " آق مسجد " را می توان نام برد ( تاریخ تبریز مشکور ، ص 174) کربلایی حسین نیز صحبت از مدفون شدن دو صوفی به نامهای کالی و بالی در دروازه ویجویه را دارد که مسجدی به همین نام در این محله بنا شده است . (روضات الجنان، ج 1،ص431 و 491 )

یانق

تپه هایی است در قسمت جنوبی سربازخانه کنونی تبریز . پشت این تپه ها باغ شاه چلبی بوده که مرحوم حاج میرزاابوالحسن آن را آباد کرده و ناصرالدین شاه دفعات در آن باغ مهمان بوده و آن را ستوده است .

یادداشت : 1 – تاریخ تبریز تا قرن نهم هجری قمری – ص 155 – دکتر جواد مشکور 2 – تاریخ تبریز تا پایان نهم هجری – دکتر محمد جواد مشکور 3 – روایت است که در نتیجه پناه بردن هواداران" نسیمی" شاعر معروف آذربایجان این جنگل ها از طرف ماموران دولت به آتش کشیده شد و از بین رفته، که نام یانق (سوخته) از این تاریخ مشهور گردیده. 4 – مشه در زبان بومیان یعنی جنگل، پس باغ مشه همانا باغ جنگلی است. 5 – این مغازه ها را در زمان اشغال تبریز توسط عثمانی ها احداث کرده اند (به نقل از نجار پیر همان کوچه ). 6 – تاریخ تبریز تا قرن نهم هجری ص 114 – دکتر جواد مشکور 7 – اخی سعدالدین از اکابر عرفاء و اولیا تبریز و قبرش بر همان قله بوده است، این قله به شکل مربع مستطیل از شرق به غرب کشیده شده بود(روضات الجنان حواشی ص 609) 8 – روایت پیرمرد 87 ساله تبریزی به تاریخ 4/2/72 9 – از نقشه دارالسلطنه تبریز – نادر میرزا 10– تاریخ دارالسلطنه تبریز – ص 62 11- تاریخ تبریز تا قرن نهم هجری ص 143 – دکتر جواد مشکور 12- تاریخ تبریز تا قرن نهم هجری ص 131 – دکتر جواد مشکور 13- روضات الجنان قسمت حواشی نوشته آقای سلطان القرایی ص 118 14 – از نقشه دارالسلطنه تبریز – نادرمیرزا 15- تاریخ تبریز تا قرن نهم هجری – دکتر جواد مشکور 16- تاریخ دارالسلطنه تبریز ص 62 17- تاریخ تبریز تا قرن نهم هجری ص 119 دکتر جواد مشکور 18- هر فرسنگ (فرسخ) حدود 6000 متر است. 19- تاریخ تبریز تا قرن نهم هجری – ص 158 دکتر جواد مشکور 20- تاریخ دارالسلطنه تبریز ص 69 21- روضات الجنان و جنات الجنان – جلد 1 . حواشی و تعلیقات جعفر سلطان الفرایی –ص 606 22- قسمتی از تپه های یانق را هم اکنون مناطق مسکونی تشکیل داده که در حال حاضر در انتهای جنوبی خیابان طالقانی واقع است. 23- نام این کوی به سبب این است که "عین الدوله در زمان مشروطیت" نیروهای خود را در این منطقه مستقر کرده بود لذا به کوی عین الدوله معروف شده است. 24- تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز ص 66، 121 – 133 25- برگرفته از کتاب "تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری"تألیف دکتر جواد مشکور 26- تاریخ اولادالاطهار ص 133 27- طرح جامع تبریز، نسخه خطی تاریخ تبریز نادر میرزا ص 72 28- تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری 29- مرآت البلدان ج 1 ص 346 30- تاریخ دارالسلطنه تبریز ص 61 31- تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز صص 47 و 48


 
مسجد کبود (به ترکی آذری: Göy Məscid - گوی مچید)
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤  کلمات کلیدی: مسجد کبود ، گؤی مسجید ، گؤی مچید ، فیروزه اسلام

مسجد کبود (به ترکی آذربایجانی: Göy Məscid - گؤمسجد کبود تبریزی مچید) یا مسجد جهانشاه از مسجدهای تاریخی تبریز است.
این مسجد طبق کتیبهٔ سردر آن در سال ۸۷۰ هجری قمری و ۱۴۶۵ میلادی و در زمان سلطان جهانشاه مقتدرترین حکمران سلسله قره‌قویونلو و به دستور دختر او صالحه خانم بنا شده‌است.تنوع و ظرافت کاشی‌کاری و انواع خطوط به‌کاررفته در آن و به‌خصوص به دلیل رنگ لاجوردی کاشی‌کاری‌های معرق آن سبب شده‌است که به «فیروزهٔ اسلام» شهرت یابد.
زلزله سال ۱۱۹۳ هجری قمری آسیب فراوان به مسجد زد و در اثر آن گنبدهای مسجد فرو ریخت. تعمیرات و دوباره‌سازی مسجد به منظور حفاظت و بازسازی بخش‌های باقیمانده شامل طاق‌ها و پایه‌ها از سال ۱۳۱۸ آغاز شد و در ۱۳۵۵ کارهای ساختمانی آن به اتمام رسید بازسازی گنبد اصلی توسط مرحوم استاد رضا معماران انجام شد. بازسازی کاشیکاری داخلی و خارجی هنوز ادامه دارد.
سبک معماری این بنا به شیوه آذری است.
سردر اصلی این مسجد که با کاشی‌کاری‌های معرق تزئین شده‌است، کتیبه‌ای دارد به خط رقاع که به سال ۸۷۰ (قمری) نصب شده‌است. این کتیبه و دیگر کتیبه‌های سردر مسجد به خط نعمت‌الله البواب خوشنویس مشهور سده نهم است و سرکاری و نظارت بر ساخت آن با عزالدین بن ملک قاپوچی بوده‌است.


 
بازار تبریز
ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٧  کلمات کلیدی: بازار تبریز ، امیر بازاری ، راسته بازار ، تیمچه

بازار تبریز یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین بازارهای سرپوشیده در سطح ایران و قارهٔ آسیا به‌شمار می‌رود. این بازار با مساحتی حدود یک کیلومتر مربع، بزرگ‌ترین بازار سرپوشیدهٔ جهان است. بازار تبریز در مردادماه سال ۱۳۸۹ خورشیدی به‌عنوان نخستین بازار جهان در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده‌است. این بازار از بازارچه‌ها، تیمچه‌ها، سراها و کاروانسراهای متعددی تشکیل یافته‌است. پیش‌تر به‌جهت قرارگرفتن شهر تبریز برسر چهارراه جادهٔ ابریشم و گذر روزانهٔ هزاران کاروان از کشورهای مختلف آسیایی، آفریقایی و اروپایی از آن، این شهر و بازار آن از رونق بسیار خوبی برخوردار بوده‌است.

این بازار حدود ۳ سدهٔ پیش و پس از وقوع زمین‌لرزهٔ تاریخی تبریزدر سال 1193 قمری توسط نجفقلی خان دنبلی حاکم وقت تبریز بازسازی شده‌است. بازار تبریز در سال ۱۳۵۴ خورشیدی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. تاریخ بنای این مجموعه مشخص نیست؛ ولی بسیاری از جهان‌گردانی که از سدهٔ چهارم هجری تا دورهٔ قاجاریان از این بازار بازدید کرده‌اند، دربارهٔ آن اطلاعاتی ارائه داده‌اند.

بسیاری از گردشگران و جهانگردان نظیر ابن بطوطه، مارکو پولو، جاکسن، اولیای چلبی، یاقوت حموی، گاسپار دروویل، الکسیس سوکتیکف، ژان شاردن، اوژن فلاندن، جان کارت‌رایت، جملی کاردی، کلاویخو، رابرت گرنت واتسن، حمدالله مستوفی و مقدسی از رونق و شکوه بازار تبریز تمجید کرده‌اند.این بازار با داشتن حدود ۵٬۵۰۰ باب حجره، مغازه و فروشگاه، ۴۰ گونه شغل، ۳۵ باب سرا، ۲۵ باب تیمچه، ۲۰ باب مسجد، ۲۰ باب راسته و راسته‌بازار، ۱۱ باب دالان و ۹ باب مدرسهٔ دینی، به‌عنوان اصلی‌ترین مرکز داد و ستد مردم تبریز شناخته می‌شود.

هستهٔ مرکزی شهر تبریز در داخل یک چهارضلعی قرار گرفته و بازار تبریز در مرکز این چهارضلعی واقع شده‌است. این بازار از سمت شرق به عالی‌قاپو (مجموعهٔ کاخ‌های ولی‌عهدنشین) و از سمت غرب به مسجد جامع محدود شده و از سمت شمال، بخش‌هایی از شمال رودخانهٔ مهران‌رود را شامل می‌شود و این دو بخش به وسیلهٔ پل‌های چوبی که در امتداد راسته‌بازار قرار دارند، به هم متصل می‌شوند. نخستین نقشه از بازار تبریز در سال ۱۳۲۷ هجری، در بخشی از نقشهٔ دارالسلطنهٔ تبریز و به دست اسدالله خان مراغه‌ای ترسیم شده‌است. نقشهٔ این بازار در بخش شمال شرقی نقشهٔ مذکور رسم شده و اکثر جای‌های مهم آن نظیر تیمچه‌ها و کاروانسراها در این نقشه نام‌گذاری شده‌اند.

 

بازارچه‌ها:

بازار امیر

بازار امیر یکی از مهم‌ترین و پررونق‌ترین بازارهای تبریز است. میرزا محمدخان امیرنظام، فرزند شیخ علی‌خان وزیر شاه سلیمان و نوهٔ میرآخور شیخ صفی‌الدین اردبیلی، این بازار را بنا نهاده‌است. وی در زمان ولی‌عهدی عباس میرزای نایب‌السلطنه وارد تبریز شده و به‌جهت حمایت‌های او به سمت امیرنظامی رسیده‌است.

بازار بلورفروشان

بازار بلورفروشان (قیزبستی) پیش‌تر مکان فروش بهترین وسایل شیشه‌ای از جمله بلور در سطح تبریز بوده‌است. تیمچه‌ها و سراهای آن شامل «تیمچهٔ قندفروشان»، «تیمچهٔ مظفریه»، «دالان بادامچی‌لر»، «دالان حاج شفیع»، «دالان میرزا مهدی»، «سرای میرزا مهدی» و «سرای گرجیلر (جورجیلر)» می‌شود.

بازار حرمخانه

از تیمچه‌ها و سراهای بازار حرمخانه می‌توان به «تیمچهٔ سعدیه»، «تیمچهٔ هاشمیه»، «سرای آلمانی‌ها» و «سرای صاحب‌دیوان»و (ساختمان سنگی کلانتری 8 سابق) اشاره کرد.

بازار شیشه‌گرخانه

بازار شیشه‌گرخانه در گذشته محل فروش انواع شیشه بوده و بیش‌تر دکان‌های آن به شیشه‌سازی مشغول بوده‌اند. این بازار پیش‌تر از دو سرا به نام‌های «حاج رسول» و «میرزا علی‌النقی» تشکیل یافته بود؛ ولی شهرداری تبریز این دو سرا را تخریب کرده و در محل آن‌ها، بازار و پارک شمس تبریزی را احداث نمود. امروزه بازار شیشه‌گرخانه محل عرضهٔ انواع لوازم آرایشی و لوازم‌التحریر است.

بازار صادقیه

بازار صادقیه از گذشته تا به امروز، محل فروش انواع قالی دست‌بافت تبریز بوده‌است. از تیمچه‌ها و سراهای معروف این بازار می‌توان «تیمچهٔ حاج رحیم»، «دالان خونی»، «سرای بزرگ شاهزاده»، «سرای دباغایی»، «سرای دودری»، «سرای قدیم سید حسین»، «سرای کوچک شاهزاده» و «سرای میانهٔ سید حسین» نام برد.

بازار عباچی

«تیمچهٔ اخلاقی»، «تیمچهٔ حسینی»، «تیمچهٔ شعرباغان» و «سرای میراسماعیل» از تیمچه‌ها و سراهای مهم بازار عباچی محسوب می‌گردند.

بازار کفاشان

بازار کفاشان یکی از عمده‌ترین مکان‌های تولید و عرضهٔ کفش در تبریز است. تیمچه‌ها و سراهای متعدد این بازار، محل دوخت و تولید انواع کفش است. از مهم‌ترین تیمچه‌ها و سراهای بازار کفاشان می‌توان به «تیمچهٔ امید»، «تیمچهٔ حاج ابوالقاسم»، «سرای امید» و «سرای حاج ابوالقاسم» اشاره کرد

بازار یمنی‌دوز

بازار یمنی‌دوز در گذشته محل دوخت نوعی کفش محلی به نام یمنی بوده‌است. تیمچهٔ شفیع و سراهای آقا، شاهزاده و شفیع، از مشهورترین تیمچه‌ها و سراهای این بازار به‌شمار می‌روند.

راسته‌بازار

راسته‌بازار جزء یکی از بزرگ‌ترین بازارچه‌های بازار تبریز است. تیمچه‌ها و سراهای متعددی در این بازار وجود دارد که محل عرضهٔ بسیاری از اقلام مورد نیاز مردم است و از این حیث به بازار ملی نیز شهرت دارد. «تیمچهٔ حاج تقی»، «تیمچهٔ حاج شیخ»، «تیمچهٔ حاج صفرعلی»، «تیمچهٔ حاج محمدقلی»، «تیمچه‌های دودری»، «دالان خان»، «سرای حاج محمدقلی»، «سرای درعباسی»، «سرای دودری»، «سرای شیخ کاظم»، «سرای کچه‌چی‌لی»، «سرای گرچیلر (جورچلر)»، «سرای میرزا مهدی»، «سرای میانهٔ حاج سید حسین»، «سرای میرزا جلیل» و «سرای نوی حاج سید حسین» از مهم‌ترین تیمچه‌ها و سراهای راسته‌بازار محسوب می‌شوند.بازار تبریز


 
تبریز
ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۳  کلمات کلیدی: تبریز

تبریز  یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی است. این شهر بزرگ‌ترین شهر منطقهٔ شمال‌غرب (آذربایجان) بوده و قطب اداری، ارتباطی، بازرگانی،سیاسی، صنعتی، فرهنگی و نظامی این منطقه شناخته می‌شود. تبریز به دلیل جای‌دادن بسیاری از کارخانه‌های مادر و بزرگ صنعتی در خود و نیز وجود بیش از ۶۰۰ شرکت قطعه‌ساز در آن، دومین شهر آلوده و نیز دومین شهر صنعتی ایران -پس از تهران- به‌شمار می‌رود. این شهر همچنین به دلیل صنعتی‌بودن، یکی از مهم‌ترین شهرهای مهاجرپذیر کشور محسوب می‌شود.

تبریز قطب صنعت خودرو سازی و قطعه سازی ایران بوده و با تولید سالانهٔ ۱۶٬۰۰۰ دستگاه موتور دیزل، به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکنندهٔ این نوع دستگاه در سطح منطقهٔ خاور میانه شناخته می‌شود. این شهر رتبهٔ دوم برج‌سازی را در بین شهرهای کشور به خود اختصاص داده‌است.جمعیت تبریز در سال ۱۳۸۵ خورشیدی بالغ بر ۱٬۳۷۸٬۹۳۵ نفر بودهکه این تعداد در سال ۱۳۸۸ خورشیدی به ۱٬۴۵۹٬۰۰۰ نفر افزایش یافته‌‌است. این شهر همچنین در سال ۱۵۰۰ میلادی با دارابودن ۲۵۰ هزار نفر جمعیت، چهارمین شهر بزرگ جهان محسوب می‌شده‌است.

به جهت ریشه‌کنی تکدی‌گری از تبریز، این شهر به‌عنوان «شهر بدون گدا» شناخته می‌شود.سازمان بهداشت جهانی تبریز را به‌عنوان سالم‌ترین شهر ایران برگزیده‌است.این شهر -به دلیل جذب سرمایه‌های کلان بخش خصوصی- به عنوان مهد سرمایه‌گذاری ایران شناخته می‌شود؛آن‌چنان که به مدت ۵ سال متوالی، دارندهٔ رتبهٔ نخست جذب سرمایه در بین شهرهای کشور بوده‌است.

تبریز در غرب استان آذربایجان شرقی و در منتهی‌الیه مشرق و جنوب شرق جلگهٔ تبریز قرار گرفته‌است. این شهر از سمت شمال به کوه‌های پکه‌چین و عون ابن علی (عینالی)، از سمت شمال‌شرق به کوه‌های باباباغی و گوزنی، از سمت شرق به گردنهٔ پایان و از سمت جنوب به دامنه‌هایکوه سهندمحدود شده‌است. آب و هوای تبریز در زمستان‌ها بسیار سرد و در تابستان‌ها خشک و گرم است؛ اگرچه حرارت به دلیل نزدیکی به کوه سهند و وجود باغ‌های زیادی در پیرامون شهر تعدیل می‌گردد.

نام تبریز در کتاب‌ها و اسناد تاریخی تحت نام‌های مختلفی نظیر «تَورِز»، «تَورِژ»، «تِبریز» و «توری» به ثبت رسیده‌است. این شهر در طول تاریخ بارها ویران و تجدیدبنا شده و بنای فعلی آن به دوران اشکانی و ساسانی برمی‌گردد.تبریز در طول حکومت چهارصدسالهٔ خاندان «رَوّادی» و اسکان قبیلهٔ عرب «اَزْد» به شکوفایی رسیدو اوج شکوفایی آن در زمان ایلخانان بود که در این زمان، این شهر پایتخت قلمرویی پهناور از نیل تا آسیای مرکزی بوده‌است.

تبریز در سده‌های گذشته شاهد حوادث متعددی از قبیل اشغال توسط بیگانگان و زمین‌لرزه‌های مهلک بوده‌است.این شهر پایتخت سیاسی حکومت‌های اتابکان، ایلخانان، چوپانیان، جلایریان، قراقیونلو ها، آق قیونلو ها و نخستین پایتخت حکومت صفویان بوده‌است. همچنین پس از اعلان رسمی شاه اسماعیل صفوی-مؤسس سلسلهٔ صفویه- در مسجد جامع تبریز  مبنی بر تعیین مذهب شیعه ی دوازده امامی به عنوان مذهب رسمی کشور و تثبیت موقعیت این شهر به عنوان پایتخت سیاسی ایران به مدت ۵۵ سال و هم‌زمان با این امر، انتشار اصول و عقاید مذهب تشیع در تمام نقاط زیرنفوذ صفویان و نقش تعیین‌کنندهٔ مرکزیت سیاسی کشور در این زمینه، نام تبریز به‌عنوان نخستین پایتخت فراگیر جهان تشیع به ثبت رسیده‌است.

تبریز به سبب موقعیت مناسب خود، در گذشته از مراکز تجاری منطقه به شمار می‌رفته و امروزه نیز یکی از مراکز مهم صنعتی در سطح ایران محسوب می‌شود. این شهر در دو سدهٔ اخیر، مبدأ بسیاری از تحولات اجتماعی، فرهنگی و صنعتی در کشور محسوب می‌شود؛ به طوری که آغازگر انقلاب مشروطه علیه استبداد محمد علی شاه بوده و نقشی کلیدی در تحولاتی مانند انقلاب اسلامی و مدرنیزه‌کردن کشور داشته‌است.

مردمان تبریز هم‌اکنون به زبان ترکی آذری تکلم می‌نمایند؛ هرچند اسناد و شواهد موجود نشان می‌دهد که پیش‌تر زبانی ایرانی با ریشهٔ غیرترکی در این شهر تکلم می‌شده‌است. پس از بهره‌برداری از آزاد راه نبی اکرم ، میزان مسافرپذیری تبریز روبه افزایش نهاد و این شهر پس از مشهد، به‌عنوان دومین شهر مسافرپذیر کشور مطرح گردید.

زبان امروزی مردم تبریز به ترکی آذربایجانی، ترکی آذری، آذربایجانی و آذری معروف است. هم‌چنین در کتاب «حدایق‌السیاحه»، زین‌العابدین شیروانی (معاصر فتحعلی شاه و محمد شاه) نیز تأیید می‌کند که ساکنین تبریز به این زبان سخن می‌گویند.

پیش از ورود زبان ترکی به منطقه، مردم تبریز به زبان آذری سخن می‌گفتند که تا حدود سدهٔ یازدهم هجری در آذربایجان رایج بود. زبان آذری از زبان‌های ایرانی و نزدیک به گویش‌های جنوب دریای خزر و تاتی بوده‌است. مسعودی که به سال ۳۱۴ هجری از تبریز دیدار کرده، از میان زبان‌های رایج در این شهر، زبان‌های پهلوی، دری و آذری را ذکر نموده‌است. یاقوت حموی به ابوزکریای تبریزی (شاگرد ابوالعلای مصری) اشاره می‌کند که به یک لهجهٔ محلی ایرانی تکلم می‌کرده‌است.

در رساله‌ای از مولانا روحی انارجانی به‌نام «اصطلاحات و عبارات اناث و اعیان و اجلاف تبریز» مربوط به آغاز سدهٔ یازدهم هجری، بخشی به زبان آذری نوشته شده و این می‌نمایاند که تا زمان سلطان محمد خدابنده و حمزه میرزای صفوی، هنوز زبان آذری در تبریز رواج داشته‌است.

محمدجواد مشکور در کتاب «نظری به تاریخ آذربایجان» می‌نویسد: «زمانی که به‌سال ۴۸۸ ق. (۴۷۴ خ.) ناصر خسرو با قطران در تبریز ملاقات می‌کند، مردم به زبان پهلوی آذری سخن می‌گفته‌اند؛ ولی به فارسی دری نمی‌توانسته‌اند سخن بگویند؛ البته تمام مکاتبات خود را به فارسی دری می‌نوشته‌اند.


 
پنجشنبه 21 آذر 1325 خورشیدی
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٥  کلمات کلیدی: 21 آذر ، فرقه ی دموکرات آذربایجان ، آذربایجان

با صدای لا ینقطع تیر از خواب بیدار شدیم.

قبل از طلوع آفتاب توسط نوکری که برای خرید نان صبحانه بیرون رفته بود،مطلع شدیم که اوضاع به کل برگشته است.

اهل شهر بر علیه حکومت پیشه وری قیام نموده و شهر را متصرف شده اند.

فدایی ها و مهاجر ها را خلع سلاح نموده و دسته دسته مردم شهری که مسلح شده اند، مشغول تعقیب و دستگیری و قتل سران و سرکردگان آنها میباشند.

پیشه وری فرار کرده است. نظمیه به تصرف اهل شهر در آمده است و مهاجرهایی که در خانه های مصادره شده اسکان داده شده بودند، بیرون ریخته شده اند.

از هر طرف صدای تیر تفنگ و طپانچه و مسلسل که به خوبی از همدیگر متمایز بودند، شنیده میشود-بحران آذربایجان - میرزا عبدالله مجتهدی - صفحه ی354

 

 

در این نوشته ها به خوبی وقایع روز پایانی فرقه ی دموکرات آذربایجان و نحوه ی خروج این توطعه ی شوم از مرز های ایران به رشته ی تحریر در آمده است.به وضوح مشخص است که در راس مقابله با مزدوران پیشه وری مردم غیور آذربایجان قرار داشتند .


 
تــــــــــــــبریز - شهر اولین ها
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٤  کلمات کلیدی: تبریز ، شهر اولین ها ، ایران تبریز

اولین چاپخانه در سال ۱۲۲۷ توسط شاهزاده عباس میرزا در تبریز تاسیس شد و ۱۲ سال بعد دومین چاپخانه در تهران تاسیس گردید.

برای اولین بار کتب خارجی در تبریز ترجمه گردید که از آن جمله عبارتند از: پطر کبیر،شارل دوازدهم،اسکندر کبیر،… .

اولین رمان ایران به نام((ستارگان فریب خورده- حکایت یوسف شاه سراج)) توسط میرزا فتحعلی آخوند زاده در تبریز به رشته تحریر در آمد.

اولین دایرهّ المعارف توسط محمد رضا زنوزی تبریزی نوشته شد.

اولین کتابخانه عمومی توسط میرزاحسن خان خازن لشگردر سال ۱۳۱۲ در تبریز تاسیس شد.

اولین سینمای ایران پس از پنج سال از اختراع جهانی آن(توسط برادرن لومیر) ، در تبریزبا نام سولّی(آفتاب) تاسیس گردید.

اولین نمایشنامه وتئاتر در تبریز به سال ۱۲۶۱ شکل گرفت.

اولین عکاسخانه توسط قاسم میرزا در تبریز راه اندازی شد.

اولین فوتبالیست شاغل در اروپا (بلژیک) به نام حسین صدقیانی از اهالی تبریز در سالهای ۱۳۰۹-۱۳۱۱ بهترین گل زن باشگاههای این کشور بود و در فینال جام باشگاههای بلژیک با به ثمر رساندن سه گل باعث قهرمانی تیم رویال شالروا اسپورتینگ کلوپ در مقابل تیم بروکسل گردید.

در زمینه پزشکی نخستین طبیب محصل فرنگ نخستین کتابهای پزشکی – نخستین آبله کوبی – نخستین دانشکده پرستاری مامائی – نخستین دندانهای مصنوعی – اولین عمل قلب باز – پیوند قلب برروی سگها و نخستین عمل پیوند کلیه در سال ۱۳۴۷ در تبریز به انجام رسید.

اولین هوانورد ایرانی به نام کلنل محمد تقی خان پسیان از اهالی تبریز بود.

اولین کارخانه اسلحه و مهمات در شهر تبریز بنا نهاده شد.

اولین کارخانه چینی سازی در شهر تبریز ساخته شد.

اولین کارخانه تولید برق در این شهر و اولین خیابانی که در آن از چراغهای برقی استفاده شد خیابان چراغ گازی تبریز بود.

اولین ضرابخانه ماشینی و انتشار اسکناس از فعالیت های این شهر اولین ها بود.

اولین شهر ایران که صاحب تلفن شد تبریز بود.

اولین انجمن زنان در تبریز توسط صاحب سلطان خانم تشکیل گردید.

اولین بلدیه و نظمیه پلیس مردمی و شهرداری ایران متعلق به تبریز است.

اولین مهمانخانه توسط میرزا اسحق خان معززالدوله در تبریز پذیرای مهمان گردید.

اولین مدرسه کر و لال ها توسط جبارباغچه بان و اولین مدرسه نابینایان توسط یک میسیون آلمانی و اولین مدارس حرفه ای و بازرگانی توسط محمدعلی تربیت واولین کودکستان توسط ابوالقاسم فیوضات در تبریز بنا گذاشته شد.

اولین پایگاه لرزه نگاری در تبریز (شهر زلزله خیز) بنا گذاشته شد.